گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )
70
گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )
عبارت بود از يك حياط بزرگ مفروش از آجر كه اطراف آن بيست و پنج اسب با دهانه و ركاب طلا و مزين به سنگهاى قيمتى ايستاده بودند و در مقابل هر اسب يك لگن نقره و يك غلام كه شاطر مىنامند قرار داشت . اجازه ورود به مجلس به من داده شد رئيس تشريفات و حاجب به منظور راهنمايى جلو آمدند و مرا به حضور شاه هدايت كردند . بعد از اينكه سال نو را همانطور كه مرسوم است بحضور شاه تبريك و تهنيت عرض كردم ، وى اظهار اميدوارى كرد كه از مسافرتم به دربار ايران خاطره خوشى همراه داشته باشم و اضافه كرد كه هميشه مايل بوده است كه رضايت سفير پادشاه پرتغال ، برادرش را جلب نمايد همانگونه كه پادشاهان پيشين ايران دوستى و صميميت نسبت به شاهان پرتغال ابراز مىداشتهاند و مايل نيست كه از شرفيابى آن روز در ميدان قصر دلگير باشم زيرا آنجا محلى است كه وى طبق معمول تمام سفرا را مىپذيرد و در ايران هر مكانى كه پادشاه حضور دارد آن مكان افتخارآميز است . بعد از پاسخ به تمام سؤالات شاه به بحث و مذاكره در موضوع اصلى پرداختم و وى را در جريان سرعت عمل و مخارجى گذاشتم كه آن جناب جهت ارسال نيروى دريايى متحمل شدهايد و متذكر شدم كه اين اقدام فقط به اين دليل بود كه پادشاه ايران اظهار تمايل به تنبيه و گوشمالى دشمنان خود نموده بودند در جواب پاسخ داد كه بطور حتم اين گوشمالى به همان ترتيبى كه در قرارداد منعقده با آن جناب پيشبينى شده است صورت خواهد گرفت . بعد از كسب اجازه مرخصى پدر ژان كنراد و متعاقب آن پدر گيومفل وارد شدند . شاهزاده گرجى موقعى كه به حضور شاه رسيدم در آنجا نبود زيرا او را بعمارت داخلى قصر هدايت كرده بودند . روز بيست و هشتم اعتمادالدوله صدر اعظم ، دستورى مبنى بر مخارج ضرورى مسافرتم صادر كرد و نيز نامهاى را كه ترجمه آن در زير نوشته مىشود به من سپرد .